تبلیغات
حرف های دلتنگی ؟؟؟؟؟ - خیال تو ......
 
حرف های دلتنگی ؟؟؟؟؟
دوستش داشتم مال من نبود ولی بازم دلم براش تنگ میشه ؟؟؟؟
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : ارش معمارپور
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه 11 مرداد 1391 :: نویسنده : ارش معمارپور
اگر با خیال تو سر بردن هست گناه

                             پس بدان من هرشب غرق در گناهم


كد عكس بوس



بازم داری می باری ای دل تنها

هیچی ازت نمونده ای دل تنهـا

اون که رفته دیگه رفته برنمیگرده بسه چشم انتظاری ای دل تنها

رو کی قسم می خوردی ای دل تنها

واســـــه کی می مـردی ای دل تنهــا

بشکنه این دستای که نمک نداره جواب خوبـی بدیه ای دل تنهــا

آه ای دل تنها ...


گل رز پاییز فاصله دلتنگی جدایی


نمیری از یادم ......


غـروبـا میون هــفته بر سـر قـبر یه عاشـق
یـه جوون مـیاد مـیزاره گـلای سـرخ شـقایـق

 بی صـدا میشکنه بغضش روی سـنـگ قبـر دلدار
 اشک میریزه از دو چـشـمش مثل بارون،وقت دیدار 
 

آپلودسنتر آپ98  

زیر لب با گـریه مـیگه : مـهـربونم بی وفایـی
 رفتی و نیـسـتی بدونی چـه جـگر سـوزه جـدایی

آخه من تو رو می خواستم اون نجـیـب خوب و پاک
اون صـدای مهـربون ، نه سـکــوت ســرد خــاک

تویی که نگاه پاکت مـرهـم زخـم دلــــم بـود
دیدنـت حـتی یه لـحــظه راه حـل مشکـلـم بود

تو که ریـشه کردی بـا من، توی خـاک بی قراری
تو که گفتی با جـدایی هـیـچ مـیونه ای نداری


پس چـرا تنهام گذاشـتی توی این فـصل ســیاهی
تو عـزیـزترینی اما یه رفیـق نــیـمه راهــی

داغ رفتنـت عـزیـزم خط کـشـیـد رو بـودن مـن
رفتی و دیگـه چـه فایده ناله و ضـجـّه و شیـون

تو سـفر کردی به خـورشـید ،رفتی اونور دقایق
منـو جا گذاشتی اینجا با دلی خـســته و عاشـق

نمـیـخـوام بی تو بمـونم ، بی تـو زندگی حرومــه
تو که پیش من نبـاشـی ، هـمـه چـی برام تمـومه

عاشـق خـسـته و تنها سـر گـذاشـت رو خاک نمناک
گفت جگر گـوشـه ی عـشـقو دادمـش دسـت توای خاک

نزاری تنها بمونـه ، هــمـدم چـشـم سـیـاش باش
شونه کن موهاشو آروم ، شـبا قصـه گو بـراش باش

و غـروب با اون غـرورش نتونسـت دووم بـیـــاره
پاکشـیـداز آسـمـون و جاشـو داد به یـک سـتاره


 اون جــوون داغ دیـده با دلـی شـکـسـته از غـم
بوسـه زد رو خـاک یار و دور شد آهسـته و کم کم
ولی چند قدم که دور شد دوباره گـریه رو سـر داد
 روشــــو بــر گــردونـــد و داد زد
 بـه خـدا نـمــیـری از یاد

                                                *********************

نمیدونی.....

نمیدونی بعضی وقتا پیش میاد

به دل خودم ترحم میکنم

بی تو اونقدر ذهن من مشغوله

خودم تو جمعیت گم میکنم

بی تو حتی به خودم شک میکنم

گاهی یادم میره که اسمم چیه

مرز دیوانگی عشق ببین

تو نباشی به همین باریکی

دارم از دوری تو میمیرم

تو که نیستی با خودم درگیرم

مثل دیوانه ها سراغتو

روزی صد بار از خودم میگیرم

نمیدونی تا چقدر غمگینم

بی تو آیندمو بد میبینم

مگه میشه تو رو از یاد ببرم

بی تو من تا به ابد غمگینم

تو که نیستی جای خالی تو رو

روز شب با فکر تو پر میکنم

چشامو میبندم مثل قدیم

خودمو با تو تصور میکنم

بی تو حتی خواب به چشمام نمیاد

شب بی خوابی من نمیگذره

کاش می شد خواب چشاتو ببینم

کاش می شد با گریه خوابم ببره

نمیدونی چقدر دل تنگم

دارم از دوری تو میمیرم

بی تو دیوانه شدم سراغتو

روزی صدبار از خودم میگیرم

خیلی وقته که تو رفتی اما

حلقتو هنوز توی دستام دارم

تو تمام عشق امید منی

چه جوری من از تو دست بر دارم









نوع مطلب :
برچسب ها :